ميرزا خانلرخان
70
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
تنبيه كرد و تفصيل حالش را به كارپرداز خانه نوشت . ميرزا بزرك خان مأمورى فرستاد كه او را به بغداد ببرند . ميرزاى طبيب به خانهء ميرزا حبيب اللّه گيلانى كه در سلك علماى كربلاست پناه برد . او به مقام حمايت و شفاعت برآمد . فايده نبخشيد . بالاخره او را به كارپرداز خانه بردند و ميرزا حبيب اللّه از كربلا به نجف اشرف رفت . علماى آنجا را نيز با خود متفق كرده از ميرزا بزرك خان شاكى شدند و علىرغم جناب شيخ عبد الحسين ، در اين باب كمال اهتمام و ايستادگى كردند و عرايض شكايتآميز ، از سوء رفتار كارپرداز به دربار همايونى فرستادند تا در اين باب حكم اولياى دولت عليه بر چه نهج شرف صدور يابد . در اين هنگام كه زمان محرومى خانهزاد از خدمات وزارت جليله به طول انجاميده ، مراتب دعاگوئى به حمد اللّه كاملا تقديم شده بود . از عتبات عاليات مرخص و عازم تقبيل سده سنيهء خلافت و سلطنت گرديد . و چون مدت غدغن زوار طول كشيد و احدى از سمت ايران به آن صفحات نمىآمد ، امر معاش مجاورين و كسبهء آن اماكن متبركه ، سخت به عسرت كشيده بود . بسيارى از مجاورين نيز طاقت زيست نياورده عازم ايران شدند . منازل عرض راه از عدم مترددين رو به پريشانى داشت . اهالى منازل طورى با مسافرين ايرانى گرمى و نرمى داشتند و به احترام سلوك مىكردند كه گفتى ميهمانى عظيم القدر بخانهء رعيتى مؤدب درآمده و در هرمنزل جويا مىشدند كه آيا اولياى دولت عليهء قاهرهء ايران ، رأى آن دارند كه با دولت عثمانى كار به رفق و مدارا فرمايند و باب مراودات را مفتوح دارند . بالجمله از ميامن و حسن اهتمامات اولياى دولت عليهء روزافزون ادام اللّه اقبالهم ، به خلاف ايام ذهاب با كمال فراغت و عزت تا به كرمانشاهان رسيد . امور آن مملكت به همه جهة در كمال انتظام بود . نواب عماد الدوله « 1 » اغلب در عماديه مشغول بنائى و فلاحى و ساير مهمات رعيتى و رسيدگى املاك خود بودند .
--> ( 1 ) - امامقلى ميرزا عماد الدوله پسر ششم محمد على ميرزاى دولتشاه ( 1230 - 1292 ه . ق ) والى كرمانشاهان و عموى عيال ميرزا خانلر خان .